تبلیغات
مهار نشده!

مهار نشده!

در اینجا با کسی تعارف نداریم...

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ مهار نشده! خوش آمد میگویم ... در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود. مقام معظم رهبری

لینک مطلب در خبرنامه دانشجویان ایران 

شاید آن روزی که شاهد استیضاح وزیری بودیم که وزارتخانه اش شده بود محل رفت و آمد فتنه گران و کسانی که روزی در راه خیانت به این ملت از هیچ اقدامی دریغ نکردند، باید به این مسئله دقت می کردیم که این وزارتخانه بیمار شده است و بخشی از این بیماری باید همچون پای سیاه شده و دیابتی با ابزار استیضاح بریده شود و بخش دیگر آن که کمتر نسبت به آن توجه کردیم، باید با تزریق انسلین کنترل شود تا نکند باز هم با یک پای سیاه دیگر رو به رو شده و مجبور شویم آن را قطع کنیم...

پنجشنبه شب پای برنامه ای نشستم که میخواست با عبرت گرفتن از دیروز و تحلیل امروز، به فکر فردای دانشجویان و تشکل های دانشجویی باشد. وقتی صحبت های نماینده ی وزرات علوم که از قضا معاونت فرهنگی این وزارتخانه را بر عهده دارد می شنیدم، ناخود آگاه به یاد جلسه ای افتادم که در همین وزارتخانه برگزار شد. افطاری که با حضور اتحادیه های دانشجویی برگزار شد و طعم، طعنه و کنایه به خود گرفت. حال آنکه نورچشمان وزراتخانه ی بیمار، که تنها در یک دانشگاه دفتر دارند در این جلسه حضور پیدا کردند، بماند! اینکه نورچشمی ها هم هرچه خواستند، گفتند هم بماند... اما نیک به خاطر دارم که دبیر نور چشمی ها، پنج تشکل حاضر در برنامه، یعنی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل، بسیج دانشجویی، جامعه اسلامی و جنبش عدالتخواه و دفتر تحیکم وحدت را یک تشکل دانست، مسئله ای که با برخورد معاونت فرهنگی وزرات علوم مواجه شد. حال بعد از گذشت چند ماه، باید دید که چه شد، همان جناب معاون وزیر، با گردشی به اندازه 180 درجه، می گوید همه ی این تشکل ها، یک رویکرد دارند و یکی هستند؛ این هم بماند...

باید دید و تاسف خورد که جناب معاون وزیر در این سال ها در چه محیطی رفت و آمد می کرده اند که تفاوت بین تشکل ها را نمی داند و یا نمی خواهد بداند!. اینکه جناب معاون خوب به این مسئله اشاره کرده اند که تشکل ها نباید شاخه احزاب در دانشگاه باشند، جای آفرین گفتن دارد. ! بازهم  باید دید که تناقض گویی از چه چیزی نشات می گیرد که می گوید چرا تشکل ها همسو هستند و دیگران نمی توانند حرفی بزنند؟ فکر می کنم که این معاون عزیز خوب بداند، که همان افراد غیر همسو، همان کسانی هستند که تصویر فتنه گران و حامیان شان و اعضای نهضت آزادی را به عنوان ویترین اتاقشان کرده اند.

مختصات سخنان جناب معاون بسیار شبیه سخنانی بود که در مناصب و جایگاه های مختف دولت یازدهم شنیده ایم. پس از گذشت یکسال از عمر دولت 50.075  درصدی، هنوز به دنبال این هستند که ببینند اقلیت چه کسانی هستند و اکثریت چه کسانی! البته شاید گرای اشتباهی به آقای معاون داده اند که باعث شده بگوید اکثریت در دانشگاه نمی توانند صحبت کنند و اکثریت فضا را گرفته اند، شاید هم ما در اشتباهیم و 1 بیشتر از 5 است.

حال اینکه تعریف از اقلیت و اکثریت اشتباه بوده است، بماند... اما هنگامی که سخن از تاسیس تشکل جدید به میان می آید، باید بدانیم و بدانند که فضای دانشگاه اجازه نخواهد داد که گروهی که روزی دفاترشان به دلیل حضور در فتنه 78 و 88 بسته شده است، مجددا با ژست های روشنفکرانه که بعضا با مفهموم تضارب آرای مد نظر رهبر انقلاب زر ورق پیچ می شوند، به این محیط مقدس بازگردند. این بار دانشگاه این پای سیاه شده را قطع خواهد کرد...

و اگر منظور معاون محترم وزیر فعالیت تشکل های دولت ساخته است، که فکر نمی کنم هیچ دانشجویی شرف دانشجویی اش را فدای جناح ها و بازیهای سیاسی کند.



[ یکشنبه 13 مهر 1393 ] [ 06:57 ب.ظ ] [ مصطفی میراخوری ]

[ نظرات() ]


کتاب خاطرات همفر رو می خواندم...

بعد از یک ماموریت چندین ساله به انگلستان باز می گردد.کتابی به او می دهند تا بخواند. عنوان کتاب این بود"چگونه اسلام را نابود کنیم" از گزینه های مختلفی صحبت شده بود... جنگ یا همان گزینه نظامی یکی از آن ها بود و دیگری این بود:

در مسئله بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجاب و رها کردن چادر، مشتاق شوند.پس از آن که حجاب زن با تبلیغات وسیعی از میان رفت، وظیفه  ماموران ما آن است که جوانان را به عشق بازی و روابط نامشروع با زنان تشویق کنند و بدینوسیله فساد را در جوامع اسلامی گسترش دهند. لازمست زنان غیر مسلمان کاملا بدون حجاب،ظاهر شوند، تا زنان مسلمان از آنها تقلید کنند.

به وضعیت حال حاضر خودمان که نگاه می کنم می بینم در راهکار اول خوب مقاومت کردیم و بودند کسانی که جان خود را دادند در این راه. بعد از آنها هم خوب پیشرفت کرده ایم... ما شهاب 3 داریم...تانک ذوالفقار داریم

اما در وضعیت فرهنگی چه کرده ایم؟ چه شده است که بعد از 35 سال که از عمر جمهوری اسلامی می گذرد، خانه ها باید مزین باشد به دیش مرکزی و موتور دار. چه شده که سفیر فرهنگی ایران باید سرش را داخل عروسک زن لخت بکند و عکس بگیرد...این همه سال چه می کرده ایم که نتوانسته ایم هنوز حجاب را در جوانان خودمان درونی کنیم و دست به دامن گشت ارشاد شده ایم...

اگر سیصد و اندی سال پیش وزرات مستعمرات بریتانیا می گفت ماموران ما باید جوانان را به این راه بکشند، امروز در خانه همه ما یک مامور بریتانیایی نشسته و 24ساعته پست می دهد و همیشه گوش به فرمان است و هیچوقت خوابش نمی برد...اما سرباز فرهنگی ایرانی خوابِ خوابِ خواب است...وقتی هم که بیدار می شود همان کاری را می کند که سرباز بریتانیایی باید انجام بدهد و وظیفه آن را سبک می سازد...سری به بازیگرانمان بزنید، متوجه خواهید شد.





طبقه بندی: فرهنگی،

[ یکشنبه 8 تیر 1393 ] [ 11:55 ب.ظ ] [ مصطفی میراخوری ]

[ نظرات() ]



در قبیله ی عشق شیعه و سنی و مسلمان و مسیحی، همه و همه هستند، اگر روح، آماده ی پرکشیدن باشد، با شنیدن نام حسین باران عشق را بر کویر جسم جاری می سازد و چشمان عاشق را همچون غروب عاشورای سال 61 هجری سرخ می کند...این حسین است که مکتبی را می گذارد که ام وهب به پاره تن می گوید: برو به معرکه با سر ولی میا با سر

اما امروز و در سال 1435 هجری؛ تهدید به سر بردیدن می کنند؛"ما را ز سر بریده می ترسانی؟" ... ما عمریست که می گوییم: 

تا سر به بدن باشد، این جامه کفن باشد

مگر خداوند درباره قوم سلمان فارسی  نگفت که در آینده جمعیتى را مى آورد که آنها را دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران نیرومند و شکست ناپذیر هستند، مردانى که در راه خدا جهاد مى کنند و هرگز از سرزنش کنندگان هراسى به خود راه نمى دهند...  امروز چه زیبا خودنمایی می کند"کل یوم عاشورا و کل الارض کربلا" اگر امروز امام زمان ندای"هل من ناصر الینصرنی" سر دهد، مردانی از تبار سلمان لبیک گویان به یاری اش خواهند شتافت ... گرچه گنهکارم اما حر زمان خواهم شد.

خودش می گوید؛ "ولله الجنود السماوات و الارض" و ما همان سربازان خدا بر روی زمین هستیم...وعده داده است که "من یقتل فی سبیل‌الله فیقتل او یغلب فسوف نوتیه اجرا عظیما..." ما هم یک عمر در هیئت ها گفته ایم:«آه ای شهادت العجل»... امروز راه نظر کردن به وجه الله باز شده است... امروز همه منتظرند تا در محله آل عمران، پلاک 169 خانه بگیرند و صفحه ی اول سجل شان با مهر قرمزی بنویسند: به فیض شهادت نایل شد.

جمعه، 15شعبان 1435 هجری...این جمعه هم تنها آمد و تو همراهش نبودی...

شاعری می گفت؛ شاید این جمعه بیاید...

و ما همه می گوییم تو را به عصمت زهرا ...... خدا کند که بیایی...






طبقه بندی: کوتاه نوشت(هرچه آنچه که از دل برآید)،

[ جمعه 23 خرداد 1393 ] [ 10:07 ق.ظ ] [ مصطفی میراخوری ]

[ نظرات() ]


مصطفی میراخوری دبیر انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران  در گفتگو با خبرنگار سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، با بیان اینکه آمریکایی ها اصلا قابل اعتماد نیستند گفت:بررسی نوع عملکرد آمریکایی ها در قبال ایران پس از صورت گرفتن توافق نامه ژنو نشان داد که آمریکای امروز همان آمریکای کودتاگر در سال 1332 است.تحریم های یکجانبه  آمریکایی ها پس از توافق نامه ژنو و نوع برخورد آمریکا در قبال ایران این مسئله را روشن کرد که تصمیم های اخذ شده توسط این کشور بر پایه عقلانیت،اعتماد و یک توافق دو طرفه نبوده و رضایت اسرائیل سهم اصلی را در تصمیم گیری های آنان ایفا می کند.
 

دبیر انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران با اشاره به رقیق کردن اورانیوم های 20 درصد بیان داشت: ما در توافقات خود چه در زمان دولت آقای خاتمی و چه در دوره حاضر بر خلاف ان.پی.تی عمل کرده ایم؛ زیرا بر طبق قوانین ان پی تی همه ی کشورها باید حق یکسان برای دسترسی به انرژی صلح آمیز هسته ای داشته باشند لذا از نظر قانون نمی توان تفاوتی میان ایران و کشوری همچون ژاپن در نظر گرفت. این بی قانونی و کوتاه آمدن کشور از حق قانونی خود عاملی شد جهت آنکه آمریکا همچون سگی که اگر کسی از او فرار کند جری تر می شود، اعمال و رفتار خود را نسبت به ایران با توهین و تحقیر بیشتری صورت دهد.
 

وی تشریح کرد: پس از صورت گرفتن توافق ژنو آمریکایی ها همواره از گزینه های روی میز سخن گفتند. مردم ایران نیز دروغگو و فریبکار معرفی شدند، حتی آمریکایی ها این جرات را به خود دادند که در رابطه با مسائل داخلی ایران همچون آزادی فتنه گران و سبد کالا و ... اظهار نظر کنند. این نوع برخورد آمریکایی ها نتیجه لبخندی بود که در توافق ژنو به روی آنها زده شد. 
 

میراخوری دور جدید مذاکرات در اتریش را قابل تامل دانست و تصریح کرد: در این دور از مذاکرات ما شاهد بودیم که تیم مذاکره کننده ایران به خوبی در برابر زیادی خواهی های آمریکایی ها ایستادگی کردند. مسامحه شکل گرفته در دور اول مذاکرات باعث شد تا طرف مذاکره کننده به خصوص آمریکا مسائلی را مطرح نماید که ارتباطی با توافق نامه ژنو ندارد.
 

دبیر انجمن اسلامی دانشجویان مستقل بر حمایت از تیم مذاکره کننده تاکید و افزود: همانطور که رهبر انقلاب گفتند تیم مذاکره کننده فرزندان این انقلاب هستند و ما وظیفه داریم از این تیم حمایت کنیم. البته باید فضای نقد کارشناسانه باید باز باشد تا عملکرد تیم هسته ای در جهت مثبت بهبود یابد. تیم مذاکره کننده همچون سربازان این کشور هستند و ما نباید با جهت گیری های سیاسی و برخی اغراض گروهی موجب تضعیف جناح خودی شویم.
 

وی در پایان گفت: دولت نیز موظف است که استراتژی خود را به جای اتکا به خارج از کشور، بر پایه ظرفیت های داخلی تعریف کند؛ جوانان بزرگترین ظرفیت کشور هستند و آینده ایران به دست آنان رقم خواهد خورد. تاریخ 35 ساله انقلاب اسلامی نشان داده است هر کجا به ظرفیت های داخلی متکی بودیم در آن زمینه موفقیت های چشم گیری حاصل شده است. اگر دشمن احساس کند کشور چشم به لغو تحریم ها دوخته است مطمئنا با جسارت بیشتر در قبال ایران رفتار خواهد کرد.





طبقه بندی: سیاسی،

[ جمعه 2 خرداد 1393 ] [ 08:40 ب.ظ ] [ مصطفی میراخوری ]

[ نظرات() ]


روایت داستان را باید از رویدادی شروع کرد که انتشار خبرش چند وقتی است نگرانی فعالان حقوق بشری را برانگیخته .اگر از بُعد اول قضیه یعنی ساده لوح بودن شنوندگان صرف نظر کنیم و بگوییم شنوندگان مردمانی بوده اند بس دانا و هوشیار، نمی توان از بُعد دوم یعنی جهت دار بودن کارکرد رسانه ها به راحتی عبور کرد و اصلا حماقت آشکار است که رسانه ای را بی طرف بدانیم اما باز هم سعی می کنیم که رسانه های منتشر کننده این خبر را هم بی طرف بدانیم نه اینکه خدایی ناکرده توهینی به خود کرده باشیم،بلکه از آن رو که میزان ساده لوحی شنوندگان خبر آشکار شود.

حمله به بند 350 اوین

شاهین دادخواه که به قولشان یکی از قربانیان این حادثه بوده گفته است:«چرا  لباس شخصى هاى همراه سربازان که هل من مبارز سر داده، زندانیان را تحریک مى کردند، مگر آنها نبودند که بدون توجه به درخواست برخى افراد دلسوز، دستور ضرب وشتم زندانیان را مى دادند؟»واژه لباس شخصی ها و شعارشان چقدر کلیشه ای می نماید... اگر بخواهیم دلیلی بیاوریم از جنس دلایل مسئولین باید به صحبت های رئیس سازمان زندان ها اشاره کنیم که گفت: ماموران ما لباس شخصی هستند و فقط ماموران تیم حفاظت فیزیکی با لباس فرم در زندان حضور دارند. شاید برای "عزیزان دربند" و "عزیزان بیرون بند" چندان دلیل موجهی نباشد چرا که «این اتفاق در حوزه زیر نظر او رخ داده و باید هم دفاع کند». اما این "عزیزان" در و بیرونِ بند به همراه شاهین دادخواه این سوال را از خود پرسیده اند که چرا باید بعد از گذشت چهارسال از فتنه 88 و زندانی شدن "عزیزان" لباس شخصی ها به زندان حمله کنند و ندای هل من مبارز سر دهند؟ البته میشه قضیه را از دید "خود بسیار پنداری" نگاه کرد و اینکه جنبش سبز زنده است فقط شعارهای خود را نتوانسته است از سطح سرویس های بهداشتی عمومی فراتر ببرد.

بازرسی از سلول ها شروع می شود و این مسئله با مقاومت"عزیزان در بند" مواجه می شود. پس از بازرسی ها وسایلی کشف می شود که زندان را بیشتر شبیه به پاساژ علاءالدین تهران کرده بود.برخی می گویند که این وسایل را خودشان آوردند تا فیلمبرداری کنند و تهمت بزنند به "عزیزان ما". درست است البینه علی المدعی دلیل اینکه این ابزار در زندان وجود داشته بر می گردد را رسانه "دوست و همراه" بی بی سی فارسی خیلی خوب توضیح داد هنگامی که مجری از مسیح علی نژاد  پرسید: «یک سئوالی هم بپرسم که شاید خیلی ها به فکرشان می رسد و آن اینکه، وقتی در زندان اینقدر محدودیت زیاد است؛ چطور باز هم زندانیان موفق می شوند که صدای خودشان را به بیرون برسانند، مثلاً همین تماس هایی که در همین چند روز گذشته گرفته شده، با توجه به اینکه قرار نیست زندانیان؛ مثلاً تلفن همراه داشته باشند، چه جوری صدا و حرف خودشان را به بیرون می رسانند؟» و علی نژاد پاسخ داد  «یک زندانی، این حق را دارد که موبایل داشته باشد و در زندان، بتواند با بیرون زندان ارتباط برقرار کند و بتواند؛ تخلفاتی که مأمورین می کنند را حتی از این طریق گزارش کند ... و این تنها راه باقیمانده است که دارد، سرکوب می شود؛ ظاهراً»

شاید باید بگوییم که حتما مسیح علی نژاد اشتباه کرده و مجری بی بی سی هم لباس شخصی بر تنش بوده و خواسته زندانیان را تخریب کند اما یک سوالی از جنس سوال های بالاتر ایجاد می شود که چطور این خبر به سرعت و با تمام جزییات به سایت بالاترین و بی بی سی فارسی منتقل می شود؟

اما نکته اصلی این قضیه جایی است که "عزیزان بیرون بند" گفتند که لباس شخصی ها حمله و عده ای را سخت مجروح کردند. اگر دوباره به اصل البیّنه علی المدعی رجوه کنیم باید دلیلی برای این سخن وجود داشته باشد.ممکن است بیّنه ای وجود داشته باشد از جنس دلایلی که سال 88 برای تقلب وجود داشت و فقط قسمت اینکه "لرها داماد خود را نمی گذارند به شخص دیگری رای دهند" آشکار شد و همه باید قبول کنیم. اما قضیه حمله و مجروح ساختن شدید از سوی وزارت دادگستری دولتی رد شد که در اولین کنفرانس خبری رییس دولت خواستار آزادی دو تن از "عزیزان در بند" شدند.

بازتاب ها در داخل

این قضیه رخ می دهد و به دلیل مشخص بودن ابعاد مختلف آن،سعی می شود با مظلوم نمایی و شانتاژ خبری قسمت مجروح شدن زندانیان بزرگ نمایی شود تا شاید بعد ارتباط"عزیزان در بند" با رسانه های خارجی در این قضیه کمتر دیده شود. فرض را می گذاریم براینکه ماموران زندان نباید بگذارند یک زندانی دست خود را با شیشه ببرد و مطمئنا قصور از سازمان زندان ها بوده زیرا اسیر است و ما باید بر طبق "چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا" عمل کنیم. اما بهتر است "عزیزان بیرون بند" این سوال را از خود بپرسند که در کجای دنیا "اسیر" با استفاده از دستگاه های ارتباطی با بیرون از زندان در ارتباط است و حتی در همان روزی که این اتفاق رخ می دهد یکی از زندانیان با همان رسانه های "بی طرف" تماس می گیرد و می گوید« یکی از زندانی ها دچار رعشه بدن،افت فشار و سکته شد»

در دانشکده علوم اجتماعی هم این قضیه ورود پیدا می کند و اطلاعیه ای پخش می شود مبنی بر "خواندن دعای جوشن صغیر برای آزادی عزیزان دربند". ارتباط این قضیه و دانشکده را می گذاریم بر این مبنا که دانشجو نباید نسبت به رخ دادهای جامعه خود بی تفاوت باشد. اما دوباره باید این سوال را پرسید که اگر همه زندانیان بند 350 را "عزیزان خود" بدانیم مقداری داستان خطرناک خواهد شد زیرا بخشی از همین زندانیان را جاسوسان،اعضای سازمان منافقین و مرتبطین با موساد تشکیل می دهد.

در فضای مجازی هم نوع بازخورد مهم بود. عده ای که گویا به بیماری"خود بیشمار پنداری" دچار هستند به نشانه اعتراض شروع کردند به تراشیدن موی سر خود. اینکه اعتراض به کدام قسمت این قضیه صورت گرفته نیز مهم است، بازرسی اتاق ها یا بریدن دست زندانیان توسط شیشه؟

هیچ قانونی این اجازه را صادر نمی کند که زندانی مورد ضرب و شتم قرار بگیرد و به طور متقابل هیچ قانونی این اختیار را به زندانی نمی دهد که از طریق موبایل با خارج از زندان ارتباط داشته باشد.قدری عاقلانه فکر کنیم پاسخ سوال های بالا را دریافت خواهیم کرد.

 





طبقه بندی: سیاسی،
برچسب ها:فتنه 88، میرحسین موسوی، قانون،

[ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 ] [ 11:39 ب.ظ ] [ مصطفی میراخوری ]

[ نظرات() ]


این هم از فضایل شیخ ماست... کسی که میاد سال 88 عملا نظام رو محکوم به تقلب می کنه،میشه سخنران ویژه وزارت علوم.
مصاحبه ای که با خبرگزاری فارس در رابطه با حضور خانیکی در نشست مدیران مسئول نشریات دانشگاهی داشتم...

مصطفی میراخوری دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس با بیان اینکه متاسفانه بعد از روی کار آمدن دولت جدید شاهد آن هستیم که برخی به دنبال سوءاستفاده از جایگاه خود هستند، گفت: دولت جدید با شعار اعتدال روی کار آمد ولی تعریف مشخصی از اعتدال صورت نداد. همین مسئله موجب شد برخی از این شعار اعتدال سوء استفاده کرده و اعتدال را راهی میان حق و باطل معرفی کردند.

دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران تشریح کرد: در نهادهای فرهنگی و آموزشی همچون وزارت علوم، تحقیقات و فناوری این نوع تعریف خطرناک‌تر از سایر نهادها است. متاسفانه شاهد بودیم، جریان افراطی کشور که در سال 88 جفای بزرگی به مردم ایران روا داشتند در پی تصاحب مناصب بالایی در وزارت علوم بودند. البته این مسئله محقق نشد اما روسای دانشگاه‌ها نیز در تغییراتی که صورت گرفت از کسانی انتخاب شدند که همسو با یک جریان خاص در کشور هستند.

وی در ادامه با اشاره به اینکه برخی تشکل‌های دانشجویی به دنبال تندروی‌های خود هستند، گفت: به دلیل برخی شرایط و عملکردهای رخ داده در وزارت علوم برخی از تشکل‌های دانشجویی که روزی حامی فتنه گران بودند و امروز نیز از رفع حصر آنان سخن می‌گویند با حمایت از جریاناتی همچون اصلاح طلبان و حزب منحله مشارکت دوباره جان تازه‌ای گرفته‌اند و به دنبال این هستند فضای دانشگاه را از محیط آکادمیک خود به سمت سیاسی بازی ببرند و این مسئله برای وزارت علوم خطرساز خواهد بود.

میراخوری با اشاره به حضور هادی خانیکی به عنوان سخنران در جمع مدیران مسئول نظارت بر نشریات دانشجویی، گفت: حضور فردی که روزی فتنه گران از راهنمایی‌های وی برای ادامه دادن اعمال خود استفاده می‌کردند در مراسمی که وزارت علوم برگزار کرده است، نشان از این دارد که این وزارتخانه به خواست عمده دانشجویان که همان عدم حضور حامیان فتنه در دانشگاه است توجهی ندارد و صرفا به دنبال زنده کردن چهره‌هایی است که سال‌هاست جزء مردگان سیاسی به حساب می‌آیند.

دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران اعمال و رفتار خانیکی را در پس از فتنه 88 معاندانه دانست و گفت: هادی خانیکی در حزب منحله‌ای فعالیت می‌کرد که همگام با دشمنان خارجی، جمهوری اسلامی را متهم به تقلب کرد و مطمئنا استفاده از شخصی همچون هادی خانیکی به دلیل استفاده از ظرفیت علمی او نیست، خوشبختانه در کشور قحط‌الرجال نیست و وزارت علوم باید این سوال را از خود بپرسد که مگر خانیکی چه چیزی می‌گوید که دیگران از بیان آن عاجز هستند؟ 

وی افزود: کسی که روزی نظام جمهوری اسلامی را متهم به تقلب کرده است می‌خواهد از چه مسئله‌ای سخن بگوید که نشریات دانشجویی باید آن را اجرا کنند؟ امیدواریم وزارت علوم دست از این رفتارهای نابخردانه خود بردارد تا هم فضایی چون دو فتنه 78 و 88 را شاهد نباشیم و هم اینکه معنی واقعی تدبیر و امید و اعتدال را تبیین کند.





طبقه بندی: سیاسی،

[ چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393 ] [ 11:02 ق.ظ ] [ مصطفی میراخوری ]

[ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 7 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ]