تبلیغات
مهار نشده! - نقش شب در فتنه 88

مهار نشده!

در اینجا با کسی تعارف نداریم...

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ مهار نشده! خوش آمد میگویم ... در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود. مقام معظم رهبری

این مطلب نه سیاسی هستش و نه کوتاه نوشت...
پس هیچ طبقه بندی براش نمیذارم.
.
.
.
قصه ما قصه «شبی» هستش که میخواد خودش رو «روز» معرفی کنه. برای همین خیلی به دنبال «روز» هستش و همش سعی داره خودش رو به همراه این روز قصه ما معرفی کنه!
چند سالی هم هستش که داره جدی تلاش میکنه! مثلا همین چهار سال پیش پسرش رو فرستاد تا یک خورشید گرفتگی بوجود بیاره تا این «شب» قصه ما خودش رو «روز» جا بزنه! 
قصه پیچیده شد! نه؟! 
سعی میکنم پیچیدگی قصه رو برطرف کنم.
سال یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت هجری شمسی.
قصه از اونجایی شروع شد که یک نفری توی سال یکهزار و سیصد و هشتاد و چهار از یک نفر دیگه توی انتخابات شکست میخوره! البته فقط این یک نفر شکست نخورد! بلکه کل تئوری ها و برنامه های تیم این یک نفر شکست خورد. گذشت و گذشت تا رسیدیم به سال 88!
«شب» قصه ما فکر کرد که باید وارد صحنه بشه تا فضا رو به دست بگیره! خودش که نیامد و یک نفر دیگه رو فرستاد جلو! 
شب قصه، شش ماه قبل از انتخابات شروع کرد به گرد و خاک کردن! اول گفت:« اگر مردم احساس کنند رأی‌شان در سرنوشت آنان بی‌اثر است و متولیانی پیدا شوند که رأی آنها را هر جوری که می‌خواهند، بخوانند آنگاه دلسرد می‌شوند!»
«پسر شب» رفت و کمیته صیانت از آرا تشکیل داد. اینجا بود که مردم گفتند نکنه قراره اتفاقی بیفته!؟
بعدش هم بعضی ها شروع کردن به شعار دادن که:اگر تقلب بشه ایران قیامت میشه!
مناظره ای برگزار ش..د که توی اون فقط مقداری از فساد اقتصادی پسر شب و دختر شب توسط یک آقایی مطرح گردید. اینجا بود که «شب» قصه به «روز» نامه ای نوشت که مردم نمیتونن تحمل کنن و میریزن تو خیابون!(البته نقل به مضمون)
روز انتخابات رسید. «همسر شب» گفت که اگر تقلب کردن مردم بریزن تو خیابونا! انگار از یه چیزایی خبر داشت!
بعله! «ستاره شب» هنوز در صندوق ها باز نشده گفت که آقا من برنده انتخابات هستم! 
اینجا بود که یه عده خوشحال و خندان بودند که ناگهان خبر رسید نه خیر! «ستاره شب» حرف بیخود زده! همون آدمی که سال 84 پیروز شده بود دوباره در انتخابات رای آورده! 
اینجا بود که نگرانی ها ناشی از جوسازی «شب» باعث شد تا عده ای به دفاع از جمهوریت به خیابون ها بیان! 
«روز» قصه وارد عمل شد. گفت که شکایت خود را به شورای نگهبان بگید.اما گوش نکردند.چند بار مجموعه «شب» و «ستاره شب» رو دعوت کرد به اینکه از طریق قانونی عمل کنند.گوش نکردند! 
مردم که به مرور زمان فهمیده بودند هدف ستاره شب،پسر شب،دختر شب و ماه شب  و شب چیه یواش یواش از این قضایا کنار اومدن و در مقابل این چند نفر ایستادند. 
مردم فهمیدند که «شب» را نمیشه جای «روز» قبول کرد.
«روز» قصه هنوز هم روشن و گرم و راهنماست...


برچسب ها:فتنه، 88، شب،

[ شنبه 7 دی 1392 ] [ 02:33 ب.ظ ] [ مصطفی میراخوری ]

[ نظرات() ]