تبلیغات
مهار نشده! - جمهوری اسلامی تقلبی

مهار نشده!

در اینجا با کسی تعارف نداریم...

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ مهار نشده! خوش آمد میگویم ... در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود. مقام معظم رهبری

شاید تیتر امام آمد از لحاظ ژورنالیستی نه جذاب باشد و نه مناسب اما از در تاریخ انقلاب اسلامی حاوی همه چیز بود.

برای اثبات اینکه حضور حضرت امام از ابتدای نهضت انقلاب اسلامی تا وفات ایشان چه برکات و ثمراتی داشت بهتر است مراجعه کنیم به تحولات رخ داده در منطقه که در دو کشور تونس و مصر منجر به انقلاب شد و مقایسه ای میان این انقلاب ها خصوصا انقلاب مصر با انقلاب اسلامی انجام دهیم.انقلاب مصر را بنابه تعبیر رهبرانقلاب نمی توان فرزند انقلاب اسلامی دانست بلکه برادر این انقلاب است،برادری که با تاسی از برادر بزرگتر خود دست به انقلاب زد و زود هم پیروز شد اما چون هنوز به سن بلوغ نرسیده بود، زود هم شکست خورد.

مقایسه این دو انقلاب شباهت ها و تفاوت هایی را به ما نشان خواهد داد. نکته مشترکی که می توان میان هردو انقلاب پیدا کرد ماهیت ضد امپریالیستی  آن هاست. در انقلاب اسلامی ایران شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر شاه مزدور انقلاب را به پیش می برد و تسخیر لانه جاسوسی به عنوان نقطه عطفی در تاریخ انقلاب شناخته و به عنوان انقلاب دوم نامیده می شود. در مصر نیز درب سفارت اسرائیل بسته می شود و محمد مرسی برای اینکه بتواند رای بیاورد علاوه بر شعارهایی مبنی بر از بین بردن دیکتاتوری، شعاری در حمایت از مردم فلسطین و بازکردن گذرگاه های رفح سر می دهد.این دو مصداق به خوبی نشان می دهد که هدف مردم از دو انقلاب تا حد بسیاری مشترک بوده است.

اما چه شد که انقلاب اسلامی با گذشت بعد از35 سال همچنان در سطح جهان می درخشد و انقلاب مصر در شوک کودتا نظامیان به سر می برد و هدف های آن محقق نشده عوض شد. در پاسخ به این مسئله باید به نقش پررنگ حضرت امام و نوع نگاه ایشان نسبت به مسائل سیاسی اشاره کرد. نگاه حضرت امام نسبت به انقلاب نگاهی غیر از تغییر در پوسته بود که در آن زمان توسط ملی-مذهبی ها نیز دنبال می شد.اینکه حضرت امام در سخنرانی خودبه صراحت اعلام می کند که انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی است گویای این مسئله است که اگر قرار باشد سیاستی اتخاذ گردد باید منطبق با فرهنگ اسلامی باشد.البته این مسئله جنبه اقتصادی را نیز دربر می گیرد که در این متن مجال توضیح آن نیست.

این قدرت امام بود که توانست عامه مردم را با خود همراه کند و حکومتی را شکل دهد که رابطه ی متقابل میان مردم و انقلاب در درآن تعریف شود و این رابطه به حفظ انقلاب کمک کند. این مسئله در انقلابی همچون انقلاب مصر وجود نداشت. نبود رهبری واحد که عموم مردم بتوانند اشتراکات خود را با آن پیدا کنند باعث گردید طبقه نخبگانی جامعه که پس از انقلاب قدرت را در دست گرفته بودند نه تنها فاصله ای میان خود و مردم ایجاد کنند بلکه در مقابل خواست مردم نیز قرار گرفتند.علت این مسئله همان تغییر در ظاهر و پوسته است. در اوایل انقلاب اسلامی برکناری کسانی که روزی دست نشانده آمریکا بودند موجب گردید که به نوعی هرگونه امکان بازگشت به دوران پیش از انقلاب، در میان مسئولین از بین برود.هرچند این نوع دگرگونی برای دولت موقت به ریاست بازرگان چندان خوشایند نبود و وی در همان اوایل انقلاب، وقتی که متوجه شد اهداف دنبال شده اهدافی متفاوت با خواست آنهاست از سمت خود استعفا داد.عدم تغییر بنیادین در مصر موجب گردید که پس از شکل گیری دولت مرسی رگه هایی از دیکتاتوری حکومت حسنی مبارک و وابستگی به غرب در دولت جدید دیده شود و این مسئله به یک نوع اطمینان خاطر داشتن نسبت به غرب  و آمریکا منجر شد و در نهایت به یکی از عوامل اصلی سقوط مرسی نیز تبدیل شد.

وجود رهبری منسجم در انقلاب اسلامی که در جایگاه ولایت فقیه خود را نمایان ساخت عامل موثری بود که مانع از انحراف دولتی ها در برهه های زمانی مختلف می شد.این رهبری قدرتمند نیز نوعی اتحاد و همبستگی در میان مردم ایجاد نمود.بلافاصله پس از انقلاب اسلامی گروه های معاند و تجزیه طلب در نقاط مرزی شروع به اغتشاش کردند،اما همبستگی مردمی در زیر سایه رهبری حضرت امام مانع از آن شد که این گروه ها به اهداف خود دست یابند.این مشکل در مصر نیز با ایجاد دو دسته گی کلی میان سکولارها و اسلام گرایان خود را نشان داد، از طرف دیگر چند دسته بودن احزاب و گروه ها در مصر مشکل دیگری بود که برای پاسخگویی به آن نیاز به یک رهبری واحد احساس می شد اما نبود رهبری منسجم اختلافات و درگیری ها در مصر را شدت بخشید.

در بیان علل سقوط انقلاب مصر  میتوان به عوامل مختلفی اشاره کرد که هرکدام جای صحبت بسیاری دارد.وقتی که روزهای ابتدایی انقلاب را مرور می کنیم بیشتر به اهمیت تیتر ساده ولی پر محتوای «امام آمد» پی خواهیم برد.

اگر بخواهیم اهمیت رهبری در جامعه اسلامی را در ذیل اندیشه های حضرت امام دنبال کنیم،بهتر است به تلاش های صورت گرفته از ابتدای انقلاب تا سال های اخیر در جهت تخریب جایگاه رهبری مراجعه کنیم. چه در آن زمان که دولت موقت در پی تصویب قانون اساسی بدون در نظر گرفتن جایگاه ولایت فقیه بود و چه در همین سال های اخیر که معتقد بودند اندیشه های حضرت امام باید به موزه برود.مواظب باشیم جمهوری اسلامی تقلبی به ما ندهند.

 





طبقه بندی: سیاسی،

[ پنجشنبه 17 بهمن 1392 ] [ 09:56 ق.ظ ] [ مصطفی میراخوری ]

[ نظرات() ]