تبلیغات
مهار نشده! - من کچـــــــل هستم...

مهار نشده!

در اینجا با کسی تعارف نداریم...

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ مهار نشده! خوش آمد میگویم ... در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود. مقام معظم رهبری

روایت داستان را باید از رویدادی شروع کرد که انتشار خبرش چند وقتی است نگرانی فعالان حقوق بشری را برانگیخته .اگر از بُعد اول قضیه یعنی ساده لوح بودن شنوندگان صرف نظر کنیم و بگوییم شنوندگان مردمانی بوده اند بس دانا و هوشیار، نمی توان از بُعد دوم یعنی جهت دار بودن کارکرد رسانه ها به راحتی عبور کرد و اصلا حماقت آشکار است که رسانه ای را بی طرف بدانیم اما باز هم سعی می کنیم که رسانه های منتشر کننده این خبر را هم بی طرف بدانیم نه اینکه خدایی ناکرده توهینی به خود کرده باشیم،بلکه از آن رو که میزان ساده لوحی شنوندگان خبر آشکار شود.

حمله به بند 350 اوین

شاهین دادخواه که به قولشان یکی از قربانیان این حادثه بوده گفته است:«چرا  لباس شخصى هاى همراه سربازان که هل من مبارز سر داده، زندانیان را تحریک مى کردند، مگر آنها نبودند که بدون توجه به درخواست برخى افراد دلسوز، دستور ضرب وشتم زندانیان را مى دادند؟»واژه لباس شخصی ها و شعارشان چقدر کلیشه ای می نماید... اگر بخواهیم دلیلی بیاوریم از جنس دلایل مسئولین باید به صحبت های رئیس سازمان زندان ها اشاره کنیم که گفت: ماموران ما لباس شخصی هستند و فقط ماموران تیم حفاظت فیزیکی با لباس فرم در زندان حضور دارند. شاید برای "عزیزان دربند" و "عزیزان بیرون بند" چندان دلیل موجهی نباشد چرا که «این اتفاق در حوزه زیر نظر او رخ داده و باید هم دفاع کند». اما این "عزیزان" در و بیرونِ بند به همراه شاهین دادخواه این سوال را از خود پرسیده اند که چرا باید بعد از گذشت چهارسال از فتنه 88 و زندانی شدن "عزیزان" لباس شخصی ها به زندان حمله کنند و ندای هل من مبارز سر دهند؟ البته میشه قضیه را از دید "خود بسیار پنداری" نگاه کرد و اینکه جنبش سبز زنده است فقط شعارهای خود را نتوانسته است از سطح سرویس های بهداشتی عمومی فراتر ببرد.

بازرسی از سلول ها شروع می شود و این مسئله با مقاومت"عزیزان در بند" مواجه می شود. پس از بازرسی ها وسایلی کشف می شود که زندان را بیشتر شبیه به پاساژ علاءالدین تهران کرده بود.برخی می گویند که این وسایل را خودشان آوردند تا فیلمبرداری کنند و تهمت بزنند به "عزیزان ما". درست است البینه علی المدعی دلیل اینکه این ابزار در زندان وجود داشته بر می گردد را رسانه "دوست و همراه" بی بی سی فارسی خیلی خوب توضیح داد هنگامی که مجری از مسیح علی نژاد  پرسید: «یک سئوالی هم بپرسم که شاید خیلی ها به فکرشان می رسد و آن اینکه، وقتی در زندان اینقدر محدودیت زیاد است؛ چطور باز هم زندانیان موفق می شوند که صدای خودشان را به بیرون برسانند، مثلاً همین تماس هایی که در همین چند روز گذشته گرفته شده، با توجه به اینکه قرار نیست زندانیان؛ مثلاً تلفن همراه داشته باشند، چه جوری صدا و حرف خودشان را به بیرون می رسانند؟» و علی نژاد پاسخ داد  «یک زندانی، این حق را دارد که موبایل داشته باشد و در زندان، بتواند با بیرون زندان ارتباط برقرار کند و بتواند؛ تخلفاتی که مأمورین می کنند را حتی از این طریق گزارش کند ... و این تنها راه باقیمانده است که دارد، سرکوب می شود؛ ظاهراً»

شاید باید بگوییم که حتما مسیح علی نژاد اشتباه کرده و مجری بی بی سی هم لباس شخصی بر تنش بوده و خواسته زندانیان را تخریب کند اما یک سوالی از جنس سوال های بالاتر ایجاد می شود که چطور این خبر به سرعت و با تمام جزییات به سایت بالاترین و بی بی سی فارسی منتقل می شود؟

اما نکته اصلی این قضیه جایی است که "عزیزان بیرون بند" گفتند که لباس شخصی ها حمله و عده ای را سخت مجروح کردند. اگر دوباره به اصل البیّنه علی المدعی رجوه کنیم باید دلیلی برای این سخن وجود داشته باشد.ممکن است بیّنه ای وجود داشته باشد از جنس دلایلی که سال 88 برای تقلب وجود داشت و فقط قسمت اینکه "لرها داماد خود را نمی گذارند به شخص دیگری رای دهند" آشکار شد و همه باید قبول کنیم. اما قضیه حمله و مجروح ساختن شدید از سوی وزارت دادگستری دولتی رد شد که در اولین کنفرانس خبری رییس دولت خواستار آزادی دو تن از "عزیزان در بند" شدند.

بازتاب ها در داخل

این قضیه رخ می دهد و به دلیل مشخص بودن ابعاد مختلف آن،سعی می شود با مظلوم نمایی و شانتاژ خبری قسمت مجروح شدن زندانیان بزرگ نمایی شود تا شاید بعد ارتباط"عزیزان در بند" با رسانه های خارجی در این قضیه کمتر دیده شود. فرض را می گذاریم براینکه ماموران زندان نباید بگذارند یک زندانی دست خود را با شیشه ببرد و مطمئنا قصور از سازمان زندان ها بوده زیرا اسیر است و ما باید بر طبق "چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا" عمل کنیم. اما بهتر است "عزیزان بیرون بند" این سوال را از خود بپرسند که در کجای دنیا "اسیر" با استفاده از دستگاه های ارتباطی با بیرون از زندان در ارتباط است و حتی در همان روزی که این اتفاق رخ می دهد یکی از زندانیان با همان رسانه های "بی طرف" تماس می گیرد و می گوید« یکی از زندانی ها دچار رعشه بدن،افت فشار و سکته شد»

در دانشکده علوم اجتماعی هم این قضیه ورود پیدا می کند و اطلاعیه ای پخش می شود مبنی بر "خواندن دعای جوشن صغیر برای آزادی عزیزان دربند". ارتباط این قضیه و دانشکده را می گذاریم بر این مبنا که دانشجو نباید نسبت به رخ دادهای جامعه خود بی تفاوت باشد. اما دوباره باید این سوال را پرسید که اگر همه زندانیان بند 350 را "عزیزان خود" بدانیم مقداری داستان خطرناک خواهد شد زیرا بخشی از همین زندانیان را جاسوسان،اعضای سازمان منافقین و مرتبطین با موساد تشکیل می دهد.

در فضای مجازی هم نوع بازخورد مهم بود. عده ای که گویا به بیماری"خود بیشمار پنداری" دچار هستند به نشانه اعتراض شروع کردند به تراشیدن موی سر خود. اینکه اعتراض به کدام قسمت این قضیه صورت گرفته نیز مهم است، بازرسی اتاق ها یا بریدن دست زندانیان توسط شیشه؟

هیچ قانونی این اجازه را صادر نمی کند که زندانی مورد ضرب و شتم قرار بگیرد و به طور متقابل هیچ قانونی این اختیار را به زندانی نمی دهد که از طریق موبایل با خارج از زندان ارتباط داشته باشد.قدری عاقلانه فکر کنیم پاسخ سوال های بالا را دریافت خواهیم کرد.

 





طبقه بندی: سیاسی،
برچسب ها:فتنه 88، میرحسین موسوی، قانون،

[ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 ] [ 11:39 ب.ظ ] [ مصطفی میراخوری ]

[ نظرات() ]