تبلیغات
مهار نشده! - ما را ز سر بریده می ترسانی...؟

مهار نشده!

در اینجا با کسی تعارف نداریم...

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ مهار نشده! خوش آمد میگویم ... در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود. مقام معظم رهبری


در قبیله ی عشق شیعه و سنی و مسلمان و مسیحی، همه و همه هستند، اگر روح، آماده ی پرکشیدن باشد، با شنیدن نام حسین باران عشق را بر کویر جسم جاری می سازد و چشمان عاشق را همچون غروب عاشورای سال 61 هجری سرخ می کند...این حسین است که مکتبی را می گذارد که ام وهب به پاره تن می گوید: برو به معرکه با سر ولی میا با سر

اما امروز و در سال 1435 هجری؛ تهدید به سر بردیدن می کنند؛"ما را ز سر بریده می ترسانی؟" ... ما عمریست که می گوییم: 

تا سر به بدن باشد، این جامه کفن باشد

مگر خداوند درباره قوم سلمان فارسی  نگفت که در آینده جمعیتى را مى آورد که آنها را دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران نیرومند و شکست ناپذیر هستند، مردانى که در راه خدا جهاد مى کنند و هرگز از سرزنش کنندگان هراسى به خود راه نمى دهند...  امروز چه زیبا خودنمایی می کند"کل یوم عاشورا و کل الارض کربلا" اگر امروز امام زمان ندای"هل من ناصر الینصرنی" سر دهد، مردانی از تبار سلمان لبیک گویان به یاری اش خواهند شتافت ... گرچه گنهکارم اما حر زمان خواهم شد.

خودش می گوید؛ "ولله الجنود السماوات و الارض" و ما همان سربازان خدا بر روی زمین هستیم...وعده داده است که "من یقتل فی سبیل‌الله فیقتل او یغلب فسوف نوتیه اجرا عظیما..." ما هم یک عمر در هیئت ها گفته ایم:«آه ای شهادت العجل»... امروز راه نظر کردن به وجه الله باز شده است... امروز همه منتظرند تا در محله آل عمران، پلاک 169 خانه بگیرند و صفحه ی اول سجل شان با مهر قرمزی بنویسند: به فیض شهادت نایل شد.

جمعه، 15شعبان 1435 هجری...این جمعه هم تنها آمد و تو همراهش نبودی...

شاعری می گفت؛ شاید این جمعه بیاید...

و ما همه می گوییم تو را به عصمت زهرا ...... خدا کند که بیایی...






طبقه بندی: کوتاه نوشت(هرچه آنچه که از دل برآید)،

[ جمعه 23 خرداد 1393 ] [ 10:07 ق.ظ ] [ مصطفی میراخوری ]

[ نظرات() ]